
گل جالیز یکی از مهمترین علفهای هرز انگلی مزارع صیفی و جالیز است و در شرایط آلودگی شدید میتواند عملاً محصول را به صفر برساند.
بیولوژی و نحوه زندگی گل جالیز
گل جالیز (جنس Orobanche، در ایران با نامهای گلک/گل جالیز شناخته میشود) یک گیاه کاملاً انگلی است؛ یعنی خودش تقریباً هیچ توانایی برای تأمین غذا و آب از خاک ندارد و تمام نیازهایش را از ریشه گیاه میزبان میگیرد. این گیاه فاقد کلروفیل است، بنابراین فتوسنتز انجام نمیدهد و برای زنده ماندن کاملاً به میزبان وابسته است؛ به همین دلیل در بین کشاورزان به «سرطان مزرعه» معروف شده است.
بذرهای گل جالیز بسیار ریز هستند، بهطور معمول چند ده تا چند صد میکرون، و میتوانند سالها (حدود ۱۰ سال یا بیشتر) در خاک زنده بمانند بدون اینکه جوانه بزنند. این دوام طولانی در بانک بذر خاک دلیل اصلی ماندگاری آلودگی در مزارع است و باعث میشود حتی بعد از چند سال تناوب، دوباره آلودگی ظاهر شود.
جوانهزنی بذر گل جالیز فقط وقتی اتفاق میافتد که در نزدیکی ریشه میزبان مناسب قرار گیرد و سیگنالهای شیمیایی (ترکیبات محرک جوانهزنی) را از ریشه آن دریافت کند. پس از جوانهزنی، اندام اولیه انگل به ریشه میزبان متصل شده و ساختار مکنده (هاستوریم) را تشکیل میدهد؛ این ساختار مانند یک «لوله مشترک» عمل کرده و آب، مواد غذایی و حتی برخی ترکیبات آلی را از آوندهای میزبان میکشد.
در مراحل اولیه رشد، بخش عمدهی زیستتوده گل جالیز زیر خاک و متصل به ریشه میزبان است و کشاورز عملاً چیزی روی سطح خاک نمیبیند. بعد از گذشت چند هفته، ساقههای گوشتی و ضخیم از سطح خاک خارج میشود که به رنگهای زرد، قهوهای یا بنفش دیده میشوند و بهصورت خوشهای یا سنبلهای گل تولید میکنند. این ساقههای گلدار در نهایت هزاران تا صدها هزار بذر بسیار ریز را دوباره به خاک اضافه میکنند و چرخه آلودگی را تشدید مینمایند.
از نظر چرخه زندگی، گل جالیز اغلب بهصورت یکساله ظاهر میشود، اما بهدلیل بانک بذر چندساله، آلودگی جنبه پایدار و مزمن دارد. رشد انگل همزمان با رشد میزبان است؛ هرچه میزبان قویتر و ریشه گستردهتر باشد، انگل ظرفیت بیشتری برای تولید اندام هوایی و بذر خواهد داشت. در نهایت، ارتباط قوی آوندی با ریشه میزبان باعث کاهش رشد، پژمردگی، زردی، کوچک ماندن بوته و در آلودگیهای شدید، مرگ کامل گیاه میزبان میشود.


گل جالیز در نواحی گرم و خشک و نیمهخشک جهان، خصوصاً حاشیه دریای مدیترانه و غرب آسیا، یک مسئله جدی در گوجهفرنگی و سیبزمینی و سایر محصولات حساس است. در ایران، گزارشها نشان میدهد که انواع گونههای گل جالیز بهعنوان علف هرز انگلی در محصولات ماش، کلزا، لوبیا، سیبزمینی، توتون، گوجهفرنگی و هویج حضور دارند و خسارت ایجاد میکنند. همچنین از نظر کاربرد کشاورزی، گل جالیز عمدتاً در صیفی و جالیز (مانند گوجهفرنگی، خیار، بادمجان، هندوانه و خربزه) و محصولاتی مانند کلزا و برخی محصولات علوفهای دیده میشود.
مطالعات و گزارشهای میدانی نشان میدهد که این انگل به طیف وسیعی از گیاهان دولپهای حمله میکند، از جمله گوجهفرنگی، پیاز، فلفل، بادمجان، خیار، آفتابگردان، گلرنگ، بادام، زردآلو، هویج و برخی گیاهان جالیزی دیگر. این گستره میزبان وسیع سبب میشود که مدیریت آن در تناوبهای زراعی کلاسیک (مثلاً فقط تغییر یک محصول) کافی نباشد و باید تناوبهای هدفمند و استفاده از گیاهان تله در نظر گرفته شود.
درصد و دامنه خسارت در محصولات مختلف
منابع فارسی و گزارشهای تحقیقاتی، دامنه خسارت گل جالیز را بسیار گسترده گزارش کردهاند؛ بهطوریکه بسته به شدت آلودگی، نوع میزبان و گونه انگل، خسارت میتواند از چند درصد تا نابودی کامل محصول متغیر باشد. در برخی منابع، خسارت کلی گل جالیز برای محصولات مختلف بین ۵ تا ۱۰۰ درصد ذکر شده است؛ یعنی از کاهش جزئی عملکرد تا از بین رفتن کامل مزرعه در تراکمهای بسیار بالا.
یک منبع تخصصی مدیریت گل جالیز اشاره میکند که بر اساس دادههای پژوهشی، مقدار خسارت این گیاه انگلی بسته به شدت آلودگی، نوع میزبان و گونه گل جالیز از حدود ۱ تا ۶۲ درصد گزارش شده است، هرچند این دامنه بهطور کلی نشاندهنده تنوع زیاد در شرایط مختلف است. در مزارع کلزا، گزارش شده است که در تراکمهای بالا، گل جالیز میتواند مزرعه را کاملاً از بین ببرد، اما میانگین خسارت در شرایط رایج حدود ۵۰ درصد عملکرد است.
برای گوجهفرنگی، چندین منبع میدانی اشاره کردهاند که در مناطق آلوده، گل جالیز میتواند بیش از ۷۰ درصد محصول را از بین ببرد و حتی باعث شود کشاورزان عملاً مزرعه گوجهفرنگی خود را رها کنند. این سطح خسارت بالا با مشاهدات عملی در نواحی صیفیکاری شمالغرب ایران و برخی مناطق دیگر همخوانی دارد. در محصولاتی مانند سیبزمینی، گزارشهای مدیریت علف هرز نشان میدهد که گل جالیز هر ساله خسارت شدیدی در منطقه مدیترانه و برخی مناطق ایران ایجاد میکند، بهگونهای که کنترل شیمیایی (مثلاً با ریمسولفورون و سولفوسولفورون) برای حفظ عملکرد ضروری شده است.
در محصولات مختلف دیگر مثل ماش، لوبیا، توتون و هویج، گزارشهای پژوهشی گل جالیز را بهعنوان «یکی از مهمترین علفهای هرز انگلی» معرفی کردهاند که میتواند کاهش قابل توجهی در عملکرد و کیفیت محصول ایجاد کند، هرچند درصد دقیق خسارت بسته به رقم، سطح آلودگی و مدیریت مزرعه متفاوت است. بهطور کلی میتوان گفت دامنه خسارت گزارششده در منابع مختلف برای گل جالیز بین حدود ۵ تا ۱۰۰ درصد است، به نحوی که در تراکمهای پایین، خسارت معمولاً زیر ۲۰–۳۰ درصد بوده و در تراکمهای بالا و مزارع رهاشده، به سطح ۷۰–۱۰۰ درصد میرسد.
دامنه/میانگین خسارت گزارش شده | محصول |
غالباً تا بیش از ۷۰٪، در مواردی نزدیک ۱۰۰٪ در مزارع رها شده | گوجهفرنگی |
میانگین حدود ۵۰٪، در تراکمهای بالا امکان از بین رفتن کامل مزرعه | کلزا |
«خسارت شدید» سالانه در مناطق آلوده؛ در برخی شرایط نیاز به مدیریت شیمیایی شدید | سیبزمینی |
دامنه کلی ۵–۱۰۰٪ بسته به شدت آلودگی و نوع میزبان | صیفی و جالیز (خیار، بادمجان، ...) |
دامنه ۵–۱۰۰٪ بهطور کلی برای گل جالیز | مجموعه محصولات دولپه (گوجه، پیاز، فلفل، آفتابگردان، هویج و...) |

چند نکته کاربردی برای درک سادهتر و مدیریت اولیه
از منظر فیزیولوژی، گل جالیز در واقع یک «مصرفکننده خالص» در سیستم منبع–مخزن گیاه است؛ منبع گیاه میزبان را تخلیه و مخازن خود (ساقههای گوشتی و بذرها) را پر میکند، بدون اینکه در تولید فتوسنتزی مشارکت داشته باشد. نتیجه این است که گیاه میزبان در رقابتی نابرابر بهسرعت ضعیف میشود، رشد رویشی و زایشیاش کاهش مییابد و شاخصهایی مانند سطح برگ، وزن خشک و تعداد میوه بهطور محسوس افت میکند. از دید مدیریتی، عمق مشکل بیشتر از آن چیزی است که صرفاً با یک بار کنترل شیمیایی حل شود، زیرا بانک بذر چندساله و گستره میزبان زیاد، باعث میشود چرخه آلودگی با هر تناوب نامناسب دوباره تقویت شود.

. مقدمه: انگل بدون ریشه، وابسته به میزبان
گل جالیز (Orobanche spp. و Phelipanche spp.) یک انگل ریشهای اجباری است؛ خود کلروفیل ندارد، فتوسنتز انجام نمیدهد و برای تأمین آب و مواد غذایی کاملاً به گیاه میزبان وابسته است. بنابراین، کل موفقیت این انگل در مزرعه به توانایی آن برای برقراری یک اتصال آوندی پایدار با ریشه میزبان وابسته است؛ اتصالی که از طریق اندام تخصصی به نام هاستوریوم شکل میگیرد.
۲. ساختار ریشه میزبان؛ مقصد نهایی انگل
ریشه گیاه میزبان، همانطور که در تصویر مشخص شده، از چند لایه و بافت اصلی تشکیل شده است:
اپیدرم (بشره): لایه محافظ بیرونی که ریشه را از محیط خاک جدا میکند و جای رشد ریشهموهاست.
قشر (کورتکس): ناحیهای با سلولهای پارانشیمی که محل عبور و ذخیره مواد است و انگل معمولاً ابتدا از این ناحیه عبور میکند.
آوندهای چوبی (xylem): مسیر اصلی انتقال آب و مواد معدنی از ریشه به ساقه و برگها.
آوندهای آبکش (phloem): مسیر انتقال مواد آلی (قندها و سایر محصولات فتوسنتزی) از برگها به اندامهای مصرفکننده (از جمله ریشه).
سوزنی ریشه (root tip و root hairs): ناحیه فعال جذب آب و عناصر از خاک، که ترکیب ترشحات آن نقش مهمی در تحریک جوانهزنی بذر گل جالیز دارد.
برای انگل، هدف نهایی رسیدن به شبکه آوندی (چوبی و آبکش) است؛ جایی که بتواند مثل یک مصرفکننده قوی (sink) روی سیستم منبع–مخزن گیاه میزبان سوار شود.
۳. مراحل اتصال گل جالیز به ریشه میزبان
مرحله ۱: جوانهزنی بذر و رشد رادیکل به سمت ریشه
بذرهای گل جالیز سالها در خاک در حالت خواب میمانند. خروج از خواب، فقط زمانی اتفاق میافتد که بذر در مجاورت ریشه میزبان مناسب قرار گیرد و ترشحات ریشه (بهویژه استریگولاکتونها و ترکیبات مشابه) به آن برسد.
با دریافت این سیگنالها:
بذر جوانه میزند و رادیکولی کوچک (ریشهچه انگل) رشد میکند.
رادیکل با حسکردن گرادیان شیمیایی، جهت رشد خود را به سمت سطح ریشه میزبان تنظیم میکند؛ این حرکت را میتوان نوعی «هدایت شیمیایی» دانست.
مرحله ۲: تشکیل اولیه هاستوریوم روی سطح ریشه
پس از تماس رادیکول انگل با سطح ریشه میزبان:
سلولهای ناحیه تماس شروع به تقسیم و تمایز میکنند و یک ساختار ضخیمتر و گرهمانند ایجاد میشود؛ این ساختار همان هاستوریوم اولیه است.
در این مرحله، انگل هنوز به آوندها نرسیده است، اما پایهی اتصال مکانیکی و شیمیایی خود را بر سطح بشره و قشر ریشه بنا میکند.
مرحله ۳: نفوذ هاستوریوم به درون قشر و رسیدن به آوندها
در ادامه، سلولهای هاستوریوم به صورت متوالی:
دیوارههای سلولهای قشری را میشکنند یا آنها را حل میکنند (با ترشح آنزیمها و ترکیبات تخریبی)،
لایه به لایه به سمت مرکز ریشه پیش میروند،
تا جایی که به استوانه آوندی (xylem و phloem) برسند.
در نمای میکروسکوپی اینفوگرافیک، این نفوذ بهصورت رشتههایی نشان داده شده که از سطح بیرونی ریشه عبور کرده و به آوندهای چوبی و آبکش رسیدهاند.
مرحله ۴: تشکیل اتصال آوندی؛ پل تغذیهای میزبان–انگل
وقتی سلولهای هاستوریوم به آوندهای چوبی و آبکش میرسند:
بخشی از آنها به سلولهای شبیه تراکئیدها (برای اتصال به xylem) و بخشی دیگر به سلولهایی برای انتقال به phloem تمایز مییابند.
در نتیجه یک پل آوندی بین سیستم چوبی–آبکش میزبان و سیستم آوندی گل جالیز برقرار میشود.
از این لحظه، آب، فسفر، پتاسیم، ریزمغذیها و قندها و سایر مواد آلی میتوانند از ریشه میزبان به درون انگل جریان یابند.
اینفوگرافیک مایسا بهخوبی نشان میدهد که:
آب از طریق آوندهای چوبی به هاستوریوم و سپس به ساقه گل جالیز منتقل میشود.
فسفر بهعنوان عنصر حیاتی انرژی و رشد، از میزبان به انگل میرسد.
پتاسیم برای تنظیم فشار اسمزی و تعادل یونی، به انگل منتقل میشود.
قندها و سایر مواد آلی از طریق آبکش به انگل میرسند و منبع انرژی و کربن برای رشد آن را تأمین میکنند.
همراه این جریان، ترکیبات دیگر (از جمله اسیدهای آمینه، هورمونها و متابولیتهای ثانویه) نیز میتوانند وارد انگل شوند و روی رشد و تکوین آن اثر بگذارند.
مرحله ۵: توسعه توبِرکل و ظهور ساقه انگل روی سطح خاک
پس از برقراری اتصال آوندی:
در محل اتصال، یک توده کروی یا بیضوی از بافت انگل شکل میگیرد که توبِرکل نام دارد.
از این توبِرکل، همان ساقههای گوشتی و گلدار که کشاورز روی سطح خاک میبیند (ساقه گل جالیز) رشد میکنند.
این ساقهها در نهایت گل میدهند و هزاران تا صدها هزار بذر ریز جدید تولید میکنند و چرخه آلودگی را ادامه میدهند.
۴. پیامدهای این اتصال برای گیاه میزبان
با تشکیل هاستوریوم و اتصال آوندی، گل جالیز به یک «مصرفکننده قوی» در سیستم گیاه میزبان تبدیل میشود:
بخش قابل توجهی از آب و مواد غذایی که باید به برگها و میوهها برسد، توسط انگل جذب میشود.
اندامهای هوایی میزبان (برگ، ساقه، میوه) دچار کمبود مزمن میشوند؛ برگها زرد و کوچک، رشد رویشی کم، و عملکرد دانه یا میوه کاهش مییابد.
در آلودگیهای شدید، sink انگل آنقدر قوی میشود که عملاً رشد و تولید میزبان را فلج میکند و حتی میتواند به مرگ کامل بوته منجر شود.
نکتهای که در اینفوگرافیک نیز برجسته شده، این است که:
«پس از اتصال هاستوریوم، گل جالیز تمام نیاز خود را از گیاه میزبان دریافت میکند و بدون آن قادر به ادامه حیات و رشد نیست.»
۵. اهمیت شناخت مکانیسم اتصال برای مدیریت گل جالیز
شناخت دقیق نحوه اتصال گل جالیز به ریشه میزبان، از روی تصویر و دادههای آناتومیکی، چند کاربرد مهم مدیریتی دارد:
توسعه ارقام مقاوم:
با فهم نقاط ضعف در مسیر نفوذ هاستوریوم (مثلاً دیواره سلولی، ترکیب قشر، واکنشهای دفاعی)، میتوان ارقامی را انتخاب یا اصلاح کرد که توان جلوگیری از تشکیل یا نفوذ هاستوریوم را داشته باشند.
توسعه روشهای نوین کنترل:
محصولاتی که سیگنالهای ریشه را تغییر میدهند، رشد انگل را در مرحله رادیکول مختل میکنند، یا میتوانند بافت هاستوریوم را نکروزه کنند، دقیقاً روی نقاط حساس این اتصال عمل میکنند (مانند محلولهای آلی–آمینه تخصصی).
پایش زودهنگام:
آگاهی از زمانی که هاستوریوم تشکیل میشود (قبل از ظهور ساقهها روی خاک)، کمک میکند برنامههای پایش و مداخله زودتر انجام شود؛ یعنی پیش از آنکه انگل بهطور کامل از منابع میزبان استفاده کرده باشد.
مدیریت تلفیقی (IPM):
ترکیب دانش آناتومی ریشه، رفتار هاستوریوم، و الگوی انتقال مواد، پایهای برای طراحی برنامههای تلفیقی است: تناوب، گیاهان تله، کوددهی، تحریک میکوریزا، و استفاده هوشمند از نهادههایی که میتوانند سیگنالها یا اتصال آوندی را مختل کنند.
۶. جمعبندی
اتصال گل جالیز به ریشه گیاه میزبان یک فرآیند چند مرحلهای و پیچیده است که از سطح سیگنالهای شیمیایی در ریزوسفِر آغاز میشود و به تشکیل هاستوریوم و پل آوندی بین میزبان و انگل منتهی میگردد. این اتصال، اساس توانایی انگل در تبدیل شدن به یک مصرفکننده قدرتمند و خسارتزا در مزرعه است.

معرفی اورابیون (Orabion)
اورابیون یک بهبوددهنده رشد آلی–آمینه با کارکرد ویژه در مدیریت علف هرز انگلی گل جالیز و تقویت رشد و عملکرد گیاهان زراعی حساس به این انگل است. این محصول با استفاده از مواد آلی گیاهی و اسیدهای آمینه طبیعی فرموله شده و سه محور اصلی را همزمان هدف میگیرد:
· مختل کردن «گفتوگوی شیمیایی» بین ریشه میزبان و بذر گل جالیز
· تقویت رشد و توسعه سیستم ریشه و همزیستی میکوریزایی
· مداخله در ارتباط آوندی انگل–میزبان از طریق نکروز هاستوریوم
به این ترتیب، اورابیون هم یک ابزار پیشگیرانه برای کاهش جوانهزنی و اتصال انگل است و هم یک ابزار مداخلهگر برای تضعیف و خشککردن گلهای جالیز رشد کرده، در حالی که سلامت و رشد گیاه زراعی را حمایت میکند.
ترکیبات و آنالیز تضمینشده
بر اساس برچسب و دادههای رسمی، ترکیبات تضمینشدهی اورابیون بهصورت زیر است:
· مواد آلی (OM): حدود 40 درصد
· کربن آلی (OC): حدود 18 درصد
· اسید آمینه آزاد: حدود 5 درصد
· نیتروژن آلی (ON): حدود 2 درصد
· پتاسیم محلول در آب (K₂O): حدود 1 درصد
این ترکیب نشان میدهد که اورابیون:
· از مواد آلی گیاهی و اسیدهای آمینه طبیعی تولید شده است؛ نه یک علفکش کلاسیک شیمیایی.
· دارای ظرفیت تغذیهای (کربن آلی، نیتروژن آلی، پتاسیم) برای حمایت از رشد ریشه و اندامهای هوایی گیاه است.
· بهطور ویژه از اسیدهای آمینه آزاد بهره میبرد؛ موادی که در پژوهشهای علمی نشان داده شده میتوانند جوانهزنی و تشکیل توبِرکل در برخی گونههای گل جالیز (Orobanche ramosa) را مهار کنند.

چالش گل جالیز و ضرورت رویکرد جدید
گل جالیز (Orobanche spp) یک انگل ریشهای اجباری است که بدون میزبان نمیتواند زندگی کند؛ فاقد کلروفیل است، خود فتوسنتز انجام نمیدهد و تمام آب و مواد غذایی را از ریشه میزبان میگیرد.
چرخه زندگی این انگل به چند مرحله حساس وابسته است:
· جوانهزنی بذر تحت تأثیر مواد محرک در ترشحات ریشه (strigolactones و سایر ترکیبات)
· رشد رادیکل انگل به سمت ریشه میزبان
· تشکیل هاستوریوم و اتصال آوندی به ریشه میزبان
· توسعه توبِرکل و ظهور ساقههای انگل روی سطح خاک و تولید بذر
استراتژیهای کلاسیک کنترل (علفکشها، وجین، تناوب، خورشیددهی، گیاهان تله، و…) اگرچه مؤثرند، اما اغلب:
· فشار جانبی روی گیاه زراعی وارد میکنند.
· در بلندمدت بانک بذر خاک را بهقدر کافی کاهش نمیدهند.
· یا از نظر اقتصادی و اجرایی در همه شرایط قابل پیادهسازی نیستند.
پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که اسیدهای آمینه خارجی و تغییر در وضعیت میکوریزایی ریشه میزبان میتوانند جوانهزنی بذر گل جالیز و تشکیل توبِرکل را مهار کنند و این مسیر، یک راهحل فناورانه برای مدیریت انگلهای ریشهای باز میکند.
اورابیون دقیقاً روی همین منطق طراحی شده است.
مکانیسمهای اثر اورابیون در مهار گل جالیز
۱. ماسکهکردن سیگنالهای شیمیایی ریشه
بذرهای گل جالیز بدون دریافت سیگنالهای میزبان، سالها در خاک زنده اما خاموش باقی میمانند. سیگنالهای اصلی از ترشحات ریشه میزبان میآیند (از جمله strigolactones) که جوانهزنی و جهتگیری رادیکل انگل را تحریک میکنند.
ترکیب آلی–آمینهی اورابیون با قرارگیری در اطراف ریشه میزبان، دو نقش اصلی در این سطح دارد:
· ایجاد تداخل در ترکیب و الگوی ترشحات ریشه؛ اسیدهای آمینه و مواد آلی میتوانند به شکلگیری یک محیط ریزوسفری متفاوت کمک کنند که در آن سیگنالهای اصلی برای انگل، کمرنگ یا مخدوش شوند.
· ماسکهکردن پیام شیمیایی برای بذر انگل؛ بذر گل جالیز در چنین محیطی پیام «میزبان مناسب» را ضعیفتر دریافت میکند و درصد جوانهزنی و تشکیل رادیکل مؤثر کاهش مییابد.
· بهبیان ساده، ریشه میزبان برای انگل «کمتر قابل شناسایی» میشود.

2. کاهش جوانهزنی و تشکیل توبِرکل
پژوهشها نشان دادهاند که اسیدهای آمینه خارجی میتوانند جوانهزنی بذر و تشکیل توبِرکل در گونههای گل جالیز را مهار کنند؛ این اثر احتمالاً از ترکیبی از تداخل در سیگنالها، تغییر در وضعیت تغذیهای و فشار اسمزی روی بذر و نهال انگل ناشی میشود.
با وجود اسیدهای آمینه آزاد در اورابیون و حضور آن در محیط ریشه، انتظار میرود:
· تعداد بذرهایی که از مرحله خاموشی وارد فاز فعال میشوند کمتر شود؛
· تعداد توبِرکلهای تشکیل شده روی ریشه میزبان کاهش یابد؛
· در نتیجه، در سطح مزرعه، تراکم ساقههای خروجی گل جالیز و فشار انگل در طول فصل پایینتر باشد.
3. نکروز هاستوریوم؛ قطع «لوله تغذیه» انگل
هاستوریوم مهمترین اندام انگل در تعامل با میزبان است؛ ساختاری آوندی–مکنده که پس از اتصال به ریشه، سلولهای نفوذگر آن تا آوندهای چوبی میزبان پیش میروند و پل آوندی بین میزبان و انگل را برقرار میکنند.
اورابیون علاوه بر اثرات پیشگیرانه، در سطح مداخله پس از اتصال نیز عمل میکند:
· ترکیبات فعال اورابیون میتوانند باعث نکروز بافت هاستوریوم شوند؛ یعنی سلولهای این بافت وارد مرگ سلولی و تخریب ساختاری گردند.
· با نکروز هاستوریوم، «لوله تغذیه» انگل عملاً شکسته میشود؛ ارتباط آوندی قطع یا شدیداً مختل میگردد و جریان آب و مواد غذایی به انگل کاهش مییابد.
· در مزرعه، این فرآیند به صورت خشک شدن تدریجی گلهای جالیز رشد کرده و تضعیف آنها دیده میشود، حتی در مراحل نسبتا پیشرفته رشد ساقه.
این مکانیسم، اورابیون را از بسیاری محصولات صرفاً پیشگیرانه متمایز میکند:
· محصول نهتنها در مرحله قبل از اتصال فعال است، بلکه میتواند روی انگلهای بالفعل نیز اثر گذاشته و آنها را از منبع تغذیه جدا کند.
